عبدالله مستوفى

142

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

كسادى بازار امپرياليزم در انگلستان من يك بار ، اختصارا ، بكساد بازار امپرياليزم كه بعد از جنگ بين المللى در انگلستان شروع شده ، و روز بروز قوت ميگرفت اشاره‌اى كرده‌ام ، در اينجا لازم است در اطراف اين موضوع قدرى بيشتر توضيح بدهم . اكثريت وزراى دولت انگلستان ، در اينوقت از حزب محافظه‌كار بوده علاقهء اين آقايان بحفظ مستعمرات سابق ، و احيانا تهيه و ايجاد مستعمرات جديد ، آن‌ها را واداشته بود كه بعد از جنگ هم همان ماليات‌هاى جنگى سابق را از ملت بگيرند ، و در راه اقداماتى از قبيل كمك به كلچاك و دنيكن و ورانگل و مساعدت مالى با دول ديوار دور روسيه به خيال جلوگيرى از نفوذ بالشويزم باروپا ، و بالنتيجه به انگلستان ( برهم خوردن لردى ) و بالاخره ، سد كل ديوار دور روسيهء بالشويك ، از سمت ايران صرف كنند . ملت انگليس كه تصور ميكرد بعد از جنگ از پرداخت ماليات‌هائى كه در دورهء جنگ براى اين منظورات غير جنگى ميپرداخت ، معاف خواهد شد ، ملاحظه كرد كه آقايان محافظه‌كار هرروز ، عنوان تازه‌اى پيش مىآورند و باز هم همان ماليات‌هاى سابق را ميخواهند . اين بود كه براى خشكاندن اصل و ريشهء اين مخارج ، بناى نقادى را از سياست استعمارى و توسعهء آن گذاشت . مردم انگلستان معتقد شده بودند كه بايد آخرى براى اين مخارج كمرشكن قائل شده ، از كارهائى كه باميد منافع مشكوك آينده مصارف آنى دارد ، خوددارى نموده ، و بالاخره بايد قدرى از للگى بين المللى دست برداشت و مردم را بيشتر به حال خود گذاشت . اين فكر كه از آن به كساد بازار امپرياليزم تعبير شده است ، روزبروز در مجامع حزبى و افرادى ملت انگليس زياد ميشد . لرد كرزن تصور ميكرد با عقد قرارداد وثوق الدوله ، مستعمرهء جديدى از ايران دست و پا كرده ، و بتواند سروروئى به اين سياست شكست‌خورده بدهد ، و افكار عامهء انگليس را با اين فيروزى طرفدار امپرياليزم نمايد . ولى اين اقدام هم نتيجه نداد . از يكطرف ايرانيها علنا مخالفت را با قرارداد كذائى شروع كردند ، و از طرف ديگر در اروپا و حتى آمريكا هم سروصداى زيادى برضد اين استعمار جديد بلند شد . تملق بىنتيجه جناب لرد بدست و پا افتاد . چنان كه ميدانيم ، نصرت الدوله را بلندن طلبيد . اگرچه اين وزير خارجهء ايران خود طرفدار و تا حدى طرف عقد قرارداد بود ، ولى لرد كرزن محض احتياط در نطق‌هاى سرشام مهمانيهاى رسمى ، تا توانست از شاهزادهء ايرانى تملق گفت ، و او را براى قبولاندن قرارداد بسلطان احمد شاه حاضرتر كرد . بعد شاه را رسما بلندن دعوت كردند ، و حتى پادشاه انگليس ( لرد لردها ) را هم بر خلاف معمول و عادت ديرينه ، به پذيرائى شاه جوان ايران واداشت ، ولى چنان كه ميدانيم ،